روی آن شیشه تب دار تو را ها کردم
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
عرقی سرد به پیشانی آن شیشه نشت
تا به امید ورود تو دهان وا کردم
با سر انگشت کشیدم به دلش
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
:: بازدید از این مطلب : 166
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2