به ترکه میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
********
دو تا کیون گشاد دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه میکشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا کن
********
به ترکه میگن تا به حال به درک رفتی.میگه:نه.قرار بذار آخر هفته بریم
********
به ترکه می گن تا حالا معجزه دیدی؟ می گه آره یه بار رفتم بانک درش به اذن خدا باز شد
********
لره میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می کنند
********
زن: مرد چرا کولر نمی خری ؟ غضنفر: به درد نمی خوره بابا که , اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
********
به ترکه میگن این خیابون کجا میره ؟ میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره
********
سه تا لر دیر به قطار میرسن ، دنبالش میدون ، دو
تاشون سوار میشن ، سومی نمی رسه ، شروع میکنه به خندیدن . میگن چرا میخندی
؟ میگه : آخه اونا واسه بدرقم اومده بودن .
********
مناجات غضنفر با خدا : خدایا ما حال نداریم به راه راست هدایت بشیم خودت راه راست و به سمت ما کج کن
********
غضنفر و دوستاش سفینه میسازند برن خورشید. بهشون میگن چقدر خرین ذوب میشین
میگن فکر اونجاشم کردیم، اگه طبق برنامه بریم شب می رسیم..
:: بازدید از این مطلب : 127
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4