از وقتی تو وبلاگ ویولت در مورد آدم های مهر طلب خوندم ، رفتم تو فکر .
نوشته بود :کساني که بشدت مثبتن و هيچ چيزي خلاف ميل ديگران نمي گن و عمل نمي کنن مبدا که برنجوننشون و محبت اونها رو از دست بدن.
اين افراد براي معاشرت عالين و از بودن باهاشون لذت مي بري ولي خودشون تو زجرن.چون هميشه دنبال تايید ديگران نه راحتي خودشون.
نمیدونم چقدر مبنای علمی داره ، اما توصیف جالبیه ...
منم مهر طلب ام ... با این تفاوت که گاهی کنترلم از دستم خارج میشه و خشم ام رو نشون میدم . شایدم واسه همینه که آدمای مهرطلب رو زود میشناسم ... واسه همینه که از آدمای مهرطلب خوشم نمیاد!
میتونم بگم آدمای مهر طلب ، کودکانی طفلکی هستند ... هستیم .
تقصیر از ما نیست ... اینجوری یادمون دادن ...اینکه باید همیشه - همه دوستت داشته باشن ، تا مهر تاییدی باشه برای اینکه دختر خوبی هستی ... تا که شاید باورت کنند .
میخواهم خودم باشم ، نه اونی که "تو" میپسندی !
دلم میخواد هر چند بار که دوستت دارم ، بدون در نظر گرفتن مکان و زمان ، بگویمت !
دوست دارم وقتی ناراحتم ، غمگین ام ، تنهام ... لبخند زورکی نزنم !
میخواهم بدون ترس از "واپس زنی" بگویمت از تو دلی هام ... از ترس هام ... نگرانی هام ... نبودنت .
اما نیستم ، نمیگم ، نمیتوانم .
میترسم خوششان نیاید ، خوشت نیاید ... اصلا" تا اینجا اشکالی ندارد .
فاجعه ی من از آنجا شروع میشود که ، کنارم نباشی ... نباشند ... تنهایم بگذاری .
میدانی ؟ بلد نیستم با تنهایی چه کنم .
از تنهایی میترسم ...
از اینکه فکر کنم کسی دوستم ندارد میترسم ... برای همین است که مهرطلب میشوم.
شاید روزی پرسیدم ، چرا در سرزمین من ، انقدر باید - نباید هست .
باید روزی بپرسم ....
:: بازدید از این مطلب : 236
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2