نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

 

لیلی زخم برمی داشت، اما شمشیر را نمی دید. شمشیر زن را نیز.

حریفی نبود. لیلی تنها می باخت. زیرا که قصه، قصه باختن بود.

مجنون کلمه بود. ناپیدا و گم. قصه عشق اما همه از مجنون بود.

مجنون نبود.

لیلی قصه اش را تنها می نوشت.

 

 

 

کتاب "لیلی ناتمام..."نوشته ی خانم عرفان نظرآهاری و هدیه ی مریم جونم که ده بار خواندمش و هر بار که به سراغ کتابخانه می روم یادم می رود که کتاب مورد نیازم را بردارم. باز نمی توانم جلوی اشتیاقم را برای خواندن آن بگیرم. ایستاده جلوی کتابخانه حداقل دو سه بخش از آن را می خوانم.

خیلی زیباست.



:: بازدید از این مطلب : 227
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

خدای من!

خدای من!

سالها پیش، تقریبا 12 سال پیش برای هفته نامه ای کار می کردم، دستمزد یکسال و سه ماه فعالیت من شد پرداخت نزدیک به 200 هزار تومان کرایه از طرف من، برای مکانی که آن هفته نامه برای نمایندگی خود در یکی از شهرهای حاشیه ای تهران اجاره کرده بود.

این بخش از زندگی ام را که به رایگان برای عده ای سودجو هزینه کرده بودم، زود از یاد بردم. چرا که عادت دارم به فراموش کردن شکستها و بی معرفتی افراد.

یکی از برادران مدیر مسئول و صاحب امتیاز این هفته نامه که سردبیر بود و آن زمان با شگردهایی که می دانست افراد را به مدت زیاد بدون هیچ حق و حقوقی به کار می گرفت و بعد به بهانه های مختلف بعد از اتمام کار، عذرشان را می خواست و راهی می کرد تقریبا به مدت دو سه ماه جلوی چشمم بود.

دلم را با این بهانه، که تجربه کسب کرده ام در این یک سال و چند ماه آرام کردم و خاطره ی تلخ کار با آن آدمها را به ناخودآگاه ذهنم سپردم.

یکی از دوستان می گفت که مدتی پیش بر حسب تصادف در خیابان انقلاب، آقای سردبیر را دیده است، می گفت اگر ببینیدش باور نمی کنید؛ ...... . می گفت نزدیک به یک ساعت در یکی از کافه تریاهای آن اطراف با او صحبت کردم. همه چیز دارد جز آرامش. و.... .

تنم به لرزه می افتد از یادآوری توصیفات دوستی که با لذت از شکست آن مرد سخن می گفت.

تنم به لرزه می افتد از فکر کردن به آینده ای که در انتظار امثال من است. خیانت، غیبت، حق خوری، سکوت در مقابل ظلم، ریا، تکبر و دهها خصلت زشت، دیگر بخشی از شخصیت مان شده است و تبدیل به اهرمی برای صعود به قله های موفقیت اقتصادی مان.

سرمایه ی اجتماعی مان را زیر پای سرمایه ی اقتصادی مان قربانی کرده ایم.

 

 



:: بازدید از این مطلب : 206
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده


مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی می کنند.
اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو می کنند...

<<دکتر علی شریعتی >>



:: بازدید از این مطلب : 221
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده
 

«یکی از نشانه های پیشرفت فکری-علمی جامعه، قطع رابطه با تحلیل های ساده ی عامیانه، به نفع تحلیل های دقیق تر و منطقی تر است. نارسایی های فرهنگی به معنی وسیع کلمه را حاصل استبداد و استعمار دانستن همانند این تفکر کهن است که زلزله و تخریب را ناشی از فسق و فجور بی حد و حصر مردم می دانست. در حالی که اتفاق افتادن زلزله و آتش فشان و نظایر آن، دربردارنده هزاران قانونمندی طبیعی و علل ویژه است.»
...
به نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی که هدیه ی دوستی است به مناسبت روز تولدم.

این روزها که همه ی بدبختی های کشور از جمله وقوع سیل و زلزله و ... به پا!! ی زنان! نه ببخشید به پا نه، به شکل آرایش مو و صورت زنان نسبت داده می شود، این جمله از این کتاب خیلی به دلم نشست، در جواب عزیزان خودم که هر از گاهی عطسه و سرفه ی طبیعت رو ناشی از بوی عطر و لوازم آرایش زنان عنوان می کنند!!!

کتاب به تحلیل جامعه شناختی برخی از ریشه های تاریخی استبداد و عقب ماندگی در ایران پرداخته است.

کتاب بسیار ارزشمندی است از علی رضا قلی.



:: بازدید از این مطلب : 181
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده
 

دوستی می گردد و دوستی پیدا می کند.

دوستی، دوستانش را قیمت گذاری می کند.

دوستی، دوستانش را قبل از تمام شدن تاریخ مصرفشان به حراج می گذارد.

دوستی، دوستانش را ارزان می فروشد.

دوستی، فکر می کند اگر یک دوست بالفعل اش را از میان ده ها دوست بالقوه اش بفروشد، اصلا ضرر نمی کند.

 


 



:: بازدید از این مطلب : 229
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

جاییکه درآن خوشبینی بیش ازهرجای دیگر رواج و رونق دارد تیمارستان است .

هاولاک الیس



:: بازدید از این مطلب : 231
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده
دست آخر هیچ کدومتون نخاستین بفهمین منم اینجام!

:: بازدید از این مطلب : 241
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

دکتر شریعتی:

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم 

 آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم

 و عجیب است هنوز به فکر فردائی روشن هستیم!



:: بازدید از این مطلب : 228
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

هه دیوونه اومده میگه ببین رفیق همینه که هس میخای بخواه نمیخای به درک!

من :(

اون :)



:: بازدید از این مطلب : 206
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()
نوشته شده توسط : فرزادصمدزاده

سكوت می كنم به یاد خنده هایی كه می توانست بر لبانم بنشیند. 

سكوت می كنم به یاد شادی هایی كه ممكن بود لحظه هایم را زیباتر رقم زند.

سكوت می كنم به یاد خاطرات بدی كه در دقایق عمرم ثبت گردید.

سكوت می كنم به یاد تمام حرفهای مانده در گلو.

سكوت می كنم به یاد لبخندی كه به گریه مبدل گشت.

سكوت می كنم به یاد نگاه های خیره ام به آسمان.

و سكوت می كنم به یاد سكوتم.



:: بازدید از این مطلب : 217
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه | نظرات ()